دوست بزرگواری از بنده سوالی کردند چون سوال ایشان را شبهه ی روز و احتمالا سوال افراد زیاد دیگری نیز دانستم ترجیح دادم در قالب یک پست به این دوست عزیز پاسخ گویم.تا انشاء الله برای همگان قابل استفاده باشد.

سوال ایشان:« با سلام.. یک شبهه برای من پیش آمده در مورد غارت کاروان قریش توسط پیامبر میخواستم علت ان را بدانم؟ »

پاسخ:

با سلام و آرزوي سلامتي و توفيق روز افزون شما برادر گرامي در پاسخ به سوال و یا شبهه یی که شما را به خود مشغول کرده است بايد عرض نمايم که رسول خدا ص هيچگاه چشمش به دنبال ثروت اين و آن نبوده است.اصولا قصد و نيت رسول خدا ص از دعوت به اسلام رسيدن به ماديات و مواهب دنيوي چنانکه برخي منحرفين و معاندين بد طينت ادعا دارند هرگز نبوده است.از جابر بن عبد الله‏ و ديگران روايت کرده اند:«(قريشيان به رسول ص پيشنهاد دادند و گفتند:) 1-اگر رياست ميخواهى ما همه پرچم فرماندهى را بتو مى‏سپاريم و براى‏ تمام عمر رياست ما را بعهده بگير2- اگر در جستجوى زن هستى ما ده دختر از خانواده‏هاى اصيل قريش را به همسرى تو ميدهيم 3-اگر نيازمند مال هستى براى تو آن قدر مال گرد مى‏آوريم كه خود و بازماندگانت بى‏نياز گرديد!!..(دلائل‏النبوة بيهقي/ترجمه ج‏1،ص:291+همچنين نگاه کنيد به:السيرة النبوية(لابن هشام) ،ج‏1،ص:293+تاريخ‏ طبري/ترجمه پاینده ج‏3،ص:880،879)

ولي رسول خدا ص هيچکدام از اين پيشنهادات را قبول نفرمود و جواب انحضرت به آنها اين بود:« بخدا اگر خورشيد را در دست راست من بگذارند و ماه را در دست چپ من قرار دهند(کنايه از تمامي مواهب دنيوي در بهترين شکل ممکن) من دست از اين كار (دعوت به اسلام)نخواهم كشيد تا اينكه در اين راه هلاك گردم يا اينكه خداوند مرا نصرت داده و بر آنان غالب آيم‏»(سيره ابن هشام/ترجمه،ج‏1،ص:167) که نشانگر صداقت و اخلاص آن حضرت ص  در امر رسالتش بوده است.صداقت بني نظير رسول اکرم ص٬  تحسين فوق العاده برخي از غربيان منصف را نيز برانگيخته است.چنانکه توماس کارلايل ادیب بزرگ انگلیسی مي گويد:«درستى و صداقت محمد (ص) بود كه مردم پيرامونش را تحت تأثير قرار مى‏داد.نوكيشان مسلمان، مسحور افسون شمشير محمّد (ص) نشده بودند، بلكه كلام تأثيرگذار، قاطع، ناب و بديع محمد (ص) كه مستقيما از قلب هستى يعنى همان آفريننده جهان برخاسته بود آنان را شيفته و مسحور ساخته بود. جستجو براى يافتن حقيقت غايى- و نه جاه‏طلبى- محمد (ص) را به طرح اين پرسشها برانگيخته بود: حيات چيست؟ مرگ چيست؟ من به چه بايد باور داشته باشم؟ وظيفه من در اين دنيا چيست؟ ( «توماس كارلايل»، فصل هشتم، ص 349)

* بگذار او (محمد ص) را هرچه مى‏خواهند بنامند. هيچ امپراتورى با تاج و ديهيم خويش چنين مورد اطاعت واقع نشده است كه آن مرد در عباى ساده دست دوخت خود؛ همو كه طىّ 23 سال متحمّل سخت‏ترين مصائب و آزمايش‏هاى زندگى شد و مشقّات فراوان بر او گذشت. من بشخصه تمام خصوصيّات يك قهرمان راستين را در او مجسم مى‏بينم. همين و بس. ( «توماس كارلايل»، فصل هشتم، ص 352) (به نقل از کتاب محمد(ص)در اروپا ،ص:18 به بعد)

اما اينکه چرا رسول خدا ص به دنبال ضبط اموال کاروان های قريش بود؟دلايل  ان را ميتوان بصورت کلی چنین نام برد: 1-ستمکاري و توطئه هاي قريش بر عليه رسول ص و مسلمين و اسلام و این اعمال را به نوعی اعلان جنگ به مسلمانان میتوان نامید2-ظبط اموال و دارايي مسلمين توسط قريش و تلاش رسول خدا ص برای بازپس گیری آن اموال 3-استفاده ی قريش از اموال خود براي ضربه زدن به اسلام و مسلمانان٬ برای تفهیم بهتر هر یک از موارد یاده شده تعدادی از گزاره های تاریخی و قرآنی را با هم در این زمینه بررسی می نماییم.

برخی از جزئیات جنایات مالی و جانی و اجتماعی مشرکان قریش بر علیه اسلام و مسلمین در طول 14 سال!:

از منابع تاريخي بر مي آيد که  پيامبرص از اغاز آشکار ساختن دعوت خويش از قوم خود قريش رنجها و شكنجه ها و آزار فراوانى ديد.و اگر حمايت ابوطالب نبود قریش قصد قتل ان جناب را داشتند.قریش این قصد را در همان اول کار عملی میکردند.همچنين پيروان پیامبر ص یعنی مسلمانان در اين راه صدمات بسياري را متحمل شدند.(ابن هشام ج‏1،ص:157-165-166-167-168) قریش در امر رسالت آنحضرت ص کارشکنی میکردند(ابن هشام-ج1-170)اوباش و اراذل را بر ضد رسول ص تحریک میکردند و آنحضرت ص  را بشاعرى و جادوگرى و ديوانگى و امثال آن متهم میساختند(ابن هشام-ج1-172)سر آنجناب را شکستند و دشنام و ناسزا بدان جناب میگفتند(ابن هشام -ج‏1،ص:174-175) با سنگ به پیامبر ص حمله میکردند! و خدا آنحضرت ص را حفظ میفرمود(ابن هشام -ج1-181-182)اینها در صورتی بود که خود آنها اعتراف داشتند محمد ص ، از همه راستگوتر و امانت‏دارتر است(محمد امین لقب انحضرت ص در میان قریش بود)( ابن هشام -ج1-183)تمسخر و استهزا  مینمودند و رشک و حسادت و عناد شدید  بر آنحضرت ص می ورزیدند و موجی از ترس و وحشت ایجاد کرده تا مردم بدان جناب ص نزدیک نشوند (ابن هشام -ج1-191-192) رسول خدا ص و بنی هاشم را به مدت دو تا سه سال به شعب ابی طالب تبعید کردند و در محاصره ی اقتصادی و اجتماعی قرار دادند در اين مدت قريش ديده‏بانانى گماشته بودند تا كسى بنزد ايشان نرود و آذوقه و خوراكى بديشان نرساند!و هر کس میخواست چیزی بدیشان رساند آن را مصادره میکردند(ابن هشام -ج1-221٬220)خارهای بیابان را بر سر راه آن حضرت ص میرختند(ابن هشام -ج1-222)با بی شرمی آب دهان به آن حضرت ص می انداختند!( ابن هشام -ج1-228) مردم را فریب میدادند تا با رسول خدا ص مکالمه نکنند(ابن هشام -ج1-241) دروغ میگفتند و به وعده خویش با رسول ص وفا نمیکردند!( ابن هشام -ج1-248)حتی مردم غیر عرب را هم از ایمان آوردند به رسول ص بازمیداشتند! و به انها دشنام میدادند!( ابن هشام -ج1-249) با بی شرمی خاک و بچه دان گوسفند در دیگ غدا و بر سر آن جناب ص می ریختند!( ابن هشام -ج1-265٬266)..... از هر راهی برای ضربه زدن به اسلام استفاده میکردند ازجمله تطمیع تازه مسلمانان برای بازگشت از اسلام(خرج اموال در راه صدمه زدن به دین مبین اسلام) و حبس و شکنجه ی تازه مسلمانان(ابن هشام -ج1-178) مسلمانان را میزدند و خون آلود و مجروح میکردند(ابن هشام -ج1-193)هر قبیله را وامیداشتند تا تازه مسلمانان آن قبیله  را آزار دهد و مسلمین را با تشنگی و گرسنگی و شکنجه و کتک زدن و حبس زجر میدادند یکی از شکنجه های آن خواباندن مسلمانان با بدن برهنه بر روی ریگ های داغ و تفدیده ی مکه بود!و گذاشتن سنگ های بسیار سنگین بر روی سینه ی قربانیان از دیگر شکنجه های ایشان بود برخی استقامت کرده برخی از شدت فشار از اسلام برمیگشتند چنانچه اگر میگفتند بگویید جعل(نام یک حشره) خدای شماست آن بیچارگان تایید میکردند!اموال مسلمان مالدار را به زور غصب کرده و ایشان را ورشکسته می کردند و غیر مالداران و فقیران مسلمان را به انوع شکنجه و صدمات مبتلا می کردند!( ابن هشام -ج1-196-198)سر مسلمانانرا در آب فرو می کردند تا به رسول ص دشنام دهند! برخیمسلمین را در گرمای نیمروز حجاز با آتش شکنجه میکردند!کمر مسلمین از شدت شکنجه خونین بود!(طبقات ابن سعد-ج3‏،ص:213٬212) ياسر پدر عمار را كشتند و پاى سميّه مادر عمار را ميان دو شتر بستند و با نيزه بر موضع زیر شکم! او زدند تا شهید شد( البدء و التاريخ‏ مقدسی/ج‏2،ص:793)حارث بن ابی هاله را که به دفاع از رسول ص پرداخته بود در زیر رکن یمانی بیت الله الحرام، در کنار کعبه چندان بزدند! تا جان به جان افرین تسلیم کرد(الإصابة،ج‏1،ص:696)آزار و اذیت و فشار قریش به مستضعفان مسلمین روز به روز بیشتر میشد تا اینکه روزی پیامبر گرامى اسلام كه تاب ديدن آن مناظر رقت بار را نداشت‏ به انها فرمود تا به حبشه هجرت کنند(ابن هشام -ج1-199)مشرکین قریش از اینکه آن تعداد مسلمان از آزار و شکنجه آنها گریخته! و به حبشه هجرت کردند ناراحت و پریشان بودند!چند نفر از میان خود رابا هداياى بسيار و اشیای نفیسه ی عربی براى نجاشى(پادشاه حبشه) و درباريان او و فرماندهان لشکرش به حبشه روانه كردند!(خرج اموال در راه صدمه زدن به دین مبین اسلام)تا آنها را بازگرداند که به لطف خدا موفق نگشتند(ابن هشام -ج1-205٬209٬210) از برخی مسلمین کالا دریافت می کردند و پولش را نمی داده بالا می کشیدند!( ابن هشام -ج1-223٬224) قسمت های حساس بدن چون چشم و گوش مسلمانان را هدف ضربه های خود قرار میدادند!( ابن هشام -ج1-235)از شدت آزار و اذیت قریش برخی از مسلمین مکه فرار کردند و به اطراف ان گریختند!( ابن هشام -ج1-236) نه تنها مال مسلمین بلکه مال غیر مسلمانان را هم به زور غصب میکردند! رسول خدا ص در سر این امر با انها درگیر شد!( ابن هشام -ج1-246٬247) مسلمانان بی بضاعت را تمسخر میکردند تا انها را دلسرد نمایند و از دور رسول خدا ص پراکنده سازند(ابن هشام -ج1-250) سعد بن عباده بزرگ خزرج(مسلمان انصار مدینه) را که برای پیمان بستن با رسول خدا ص امده بود اسیر کرده دست بسته و سیلی زنان  و گیسوکشان در مکه می چرخاندند و شکنجه میدادند! تا هنگامی بنی هاشم بداد او رسیدند رهایش نکردند!( ابن هشام -ج1-295٬296)

جنایات قریش در هنگام هجرت پیامبر ص و مسلمین به مدینه:

تا اموال برخی از مسلمین را به زرو غصب نکردند به انها اجازه ی خروج ندادند!(طبقات الکبري/ج3-195+ابن هشام ج1-311)در این راه حتی زن و کودک برخی از مسلمین را به زور و شلتاق گرفتند و ربودند! تا شاید مانع هجرت آنها شوند(ابن هشام ج1-304) هجرت به مدينه از ترس قريشيان به صورت مخفيانه صورت ميگرفت(ابن هشام ج1-307) مسلمانان هجرت کرده را به زور و حيله و نیرنگ تحت فشار قرار داده و به مکه باز ميگرداندند و اسیر می کردند!(ابن هشام ج1-308)برخی از مسلمين را زنداني و حبس کردند تا مانع هجرت آنها به مدینه شوند(ابن هشام -ج1-309) زنان بازمانده از هجرت را کتک ميزدند و آزار میرساندند(ابن هشام-ج 320:1-ج2 :272)  خانه هاي مهر و موم شده ی گروهی از مسلمانان را به زور تصاحب کرده و فروختند!(ابن هشام-ج1-332) در هنگامه ی هجرت تصميم قاطع به قتل پیامبر ص گرفتند!(ابن هشام٬ج1-313)در این راه جایزه برای کسانی که رسول خدا ص را دستگیر کنند قرار دادند! (خرج اموال در راه صدمه زدن به دین مبین اسلام) ( ابن هشام -ج‏1،ص:321) این ها در صورتی بود که امیرالمومنین علی ع که در بستر رسول ص خفته بود تا آن جناب از مکه خارج شود به دستور آن حضرت ص سه شبانه روز در مکه ماند و تا اموالی را که مردم به محمد امین ص به امانت سپرده بودند به صاحبان آن اموال برگرداند! و تا این کار را انجام نداد به سوی مدینه هجرت نکرد!!(ابن هشام -ج1-325)

اعلان جنگ قریش بر ضد مسلمانان و مردم مدینه!قریش آغازگر جنگ بود!

چنانکه بالاتر آمد قریش برخی از مسلمین هجرت کرده به مدینه را با نیرنگ باز گرداننده و زندانی نمودند.به نظر می اید قریش در مدینه هم ول کن اسلام و محمد ص و مسلمین نبودند!و به هر روشی متوسل شده که به اسلام و مسلمانان ضربه بزنند و اسلام را نابود کنند!به ویژه بسیار تلاش می کردند رسول اعظم ص که رکن و پایه اصلی اسلام عزیز بود را به مکه بازگردانده و یا او را ترور کرده بکشند! یا از مدینه بیرون برانند و یارانش را از گردش بپراکنند!طبق نقل قولی حضرت رسول ص یازده ماده بعد از هجرتاز پیکار و رویارویی با قریش خودداری فرمود(ابن هشام-ج1-392) اما قریش به محض اطلاع از حضور رسول ص در مدینه به انصار مسلمان مدینه نامه نوشته و ایشان را تهدید کردند! که دست از حمایت رسول ص بر دارند و  آنحضرت ص را به قریش تحویل دهند! و گرنه دچار پستی و نکبت میشوند!به نوعی آنها را تهدید به جنگ کردند متن نامه ی قریش که توسط سران انها چون ابوسفیان بن حرب و أبيّ بن خلف جمحىّ نوشته شده بود این است:« بى‏گمان ما پيكار با هيچ يك از قبايل عرب را ناخوشايندتر از جنگ با شما نمى‏دانيم، اما شما به مردى از قبيله ما روى آورده و پناهش داده‏ايد كه از نظر خاندان، گران‏مايه‏ترين و از ديدگاه پايگاه اجتماعى، والاترين فرد قوم ماست. روشن است كه اين رفتار، براى شما ننگ و پستى در پى خواهد داشت-بنابراين، دست ما را بر او بازگذاريد!- اگر نيكيى در كار باشد كه ما بدان نيكبخت‏تريم؛ و اگر جز آن باشد، باز سزاوارتر است كه ما آن را بر عهده گيريم»(المحبر-ابن حبيب/ 271)

چون قریش از این کار سودی نبردند این بار دست بکار شده به سران مشرک قبیله ی اوس و خزرج نامه نوشته و آنها را تهدید کردند! كافران قريش براى عبد الله بن ابىّ و ديگر بت‏پرستان اوس و خزرج پيش از جنگ بدر كه پيامبر در مدينه بود نوشتند، شما اين مرد  محمد (ص) را پناه داده‏ايد و بخدا سوگند كه اگر با او جنگ نكنيد و او را بيرون ننمائيد همگى به جنگ شما خواهيم آمد و به خداوند سوگند ياد مى‏كنيم كه يا بايد او را بكشيد با وى پيكار كنيد، و يا او را از شهر خود بيرون كنيد؛وگرنه، براى نبرد با شما، از همه عربان يارى خواهيم خواست و سپس همگان به سوى شما خواهيم آمد تا رزمندگانتان را بكشيم و زنانتان را از آن خويش سازيم!(مصنف عبدالرزاق /9733+سنن ابی داود/باب فی خبر النضیر/3006+ دلائل‏النبوة ،بیهقی٬ ج‏3،ص:178)

آنچان که از متون تاریخی مشخص است.قریش حتی بعد از آن 13 سال آزار و اذیت مسلمانان و ابراز عداوت و دشمنی با ایشان در هنگام حضور محمد ص و مسلمین در مدینه نیز این قریشیان بودند که به مسلمین اعلان جنگ نموده و در واقع آغاز کننده ی پیکار بوده اند!پس رسول خدا ص بعد از این شرحی که گذشت حق کامل مصادره ی اموال غصبی! قریش را داشته است.و شروع کننده و آغاز کننده ی جنگ هم قریش بوده اند نه رسول اکرم ص٬ از برای حسن ختام و اتمام کلام چند ایه از مصحف شریف قرآن یعنی دست اول ترین سند تاریخ اسلام را در این رابطه و در تایید موارد یاد شده از نظر شما عزیزان میگذارنم لطفا نموده با دقت و تامل و تدبر بر آنها بنگرید:

 « أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ *الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ - به آنانى كه مورد ستم واقع شده‏اند، اجازه جهاد داده شده و خداوند بر يارى كردن آنها تواناست.* همان‏هايى كه از شهر خود به ناحق اخراج شدند، به اين خاطر كه مى‏گفتند: پروردگار ما الله است. اگر خداوند بعضى از مردم را به توسط بعضى ديگر دفع نمى‏كرد، ديرها و صومعه‏ها و كنيسه‏ها و كليساها و مساجدى كه نام خدا در آن زياد برده مى‏شود ويران مى‏شد(الحج /39-40)»

«لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرينَ الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ - (اين ثروتهاى به دست آمده) مخصوص فقيران مهاجر است كه از شهر و ثروت خود بيرون رانده شده‏اند. همانا كه در طلب فضل ورضايت پروردگارند و خدا و رسول او را يارى مى‏كنند.اينها همان راستگويانند(حشر/8)»

«أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين - آيا با مردمى كه پيمانشان را گسستند و قصد بيرون راندن پيامبر كردند و آنان بودند كه نخستين بار ستيزه آغاز كردند نمى‏جنگيد؟ آيا از آنان مى ترسيد حال آنكه خداوند سزاوارتر است به اينكه از او بترسيد اگر مؤمن باشيد(توبه/13)»

«وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً - چرا در راه خدا و به خاطر مردان و زنان و كودكان ناتوانى كه مى‏گويند: اى پروردگار ما، ما را از اين قريه ستمكاران بيرون آر و از جانب خود يار و مددكارى قرار ده، نمى‏جنگيد(نسا/75)»

«وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين - و آنگاه را (بياد آور) كه كسانى كه كافر شدند عليه تو توطئه مى‏چيدند تا ترا زندانى كنند يا ترا بكشند يا ترا بيرون كنند، و تدبير خصمانه مى كنند و خدا تدبير مى‏كند و خدا بهترين تدبير كننده است(انفال/30)»

«وَ ما لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ - چرا خدا عذابشان نكند، حال آنكه مردم را از مسجد الحرام باز مى‏دارند و صاحبان آن نيستند؟صاحبان آن تنها پرهيزگارانند ولى بيشترينشان نمى‏دانند(انفال/34)»

«إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَ الَّذينَ كَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ - كافران اموالشان را خرج مى‏كنند تا مردم را از راه خدا بازدارند. اموالشان را خرج خواهند كرد و حسرت خواهند برد، سپس مغلوب مى‏شوند. و كافران را در جهنم گرد مى‏آورند.(انفال/36)»

والسلام علی من تبع الهدی.....

 

----------------------------------------------------------------------------------

منابع:

*کلام الله مجید مصحف شریف قرآن کریم

*دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشريعة، ابو بكر احمد بن الحسين البيهقى (م 458)، تحقيق عبد المعطى قلعجى، بيروت، دار الكتب العلمية، ط الأولى، 1405/1985.

*دلائل النبوة، ابو بكر احمد بن حسين بيهقى (م 458)، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران ، انتشارات علمى و فرهنگى، دو جلد، 1361ش.

*السيرة النبوية، عبد الملك بن هشام الحميرى المعافرى (م 218)، تحقيق مصطفى السقا و ابراهيم الأبيارى و عبد الحفيظ شلبى، بيروت، دار المعرفة، بى تا.

*ترجمه السیره النبویه٬زندگانى محمد(ص) پيامبر اسلام، ابن هشام (م 218)، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش.

* تاريخ طبرى ، محمد بن جرير طبرى (م 310)، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، اساطير، چ پنجم، 1375ش.

* محمد( ص) در اروپا٬نويسنده: عباس مهر پويا٬ناشر: انتشارات اطلاعات‏٬مكان نشر: تهران‏٬سال چاپ: ٬1382نوبت چاپ: اول‏.

*طبقات، محمد بن سعد كاتب واقدى (م 230)، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، انتشارات فرهنگ و انديشه، 1374ش.ُُُّّّ

* البدء و التاريخ‏.آفرينش و تاريخ، مطهر بن طاهر مقدسى، ترجمه محمد رضا شفيعى كدكنى، تهران، آگه، چ اول، 1374ش.

*الإصابة فى تمييز الصحابة، احمد بن على بن حجر العسقلانى (م 852)، تحقيق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بيروت، دارالكتب العلمية، ط الأولى، 1415/1995.

*كتاب المحبر، ابو جعفر محمد بن حبيب بن امية الهاشمى البغدادي(م 245)، تحقيق ايلزة ليختن شتيتر، بيروت، دار الآفاق الجديدة، بى تا.

* مصنف عبد الرزاق٬ المؤلف : أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني (126 - 211 هـ)٬الناشر : المكتب الإسلامي - بيروت٬تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي٬ الطبعة الثانية ، 1403.

*سنن أبي داود٬المؤلف : أبو داود سليمان بن الأشعث السجستاني٬الناشر : دار الكتاب العربي ـ بيروت٬عدد الأجزاء :4 ٬مصدر الكتاب: وزرارة الأوقاف المصرية وأشاروا إلى جمعية المكنز الإسلامي.

 

 

نوشته شده توسط Vahid.Naseri در سه شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۳ |